كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

211

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لِلَّهِ و مر خدا راست ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها باشد از ملائكه و ستاره و غير آن وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينها بود از اركان مواليد و جز آن وَ كَفى بِاللَّهِ و بسنده است خدا وَكِيلًا كافى مهمات بندگان إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ اگر خواهد ببرد خدا شما را و فانى گرداند أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ و بيارد يعنى ايجاد كند ديگران را كه فرمانبردارتر باشند چون اين آيت نازل شد حضرت رسالت‌پناه ص دست مبارك بر پشت سلمان زد و گفت آنها قوم اين‌اند يعنى پارسايانند وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا عَلى ذلِكَ قَدِيراً بر ايجاد و اعدام توانا مَنْ كانَ يُرِيدُ هر كه باشد كه خواهد به عمل خود ثَوابَ الدُّنْيا پاداش اين سرا همچون مجاهد مثلا كه ارتكاب جهاد براى غنيمت كند فَعِنْدَ اللَّهِ پس نزديك خدا است ثَوابَ الدُّنْيا پاداش دنيا و آن خسيسست وَ الْآخِرَةِ و پاداش آخرت و آن شريفست پس چرا كسى طالب خسيس‌ترين چيزى شود و از شريف‌ترين چيزى بازماند و اگر با شرف مائل گردد اخس تابع خواهد بود چه اگر مجاهد فى المثل براى خدا جهاد كند او را در آخرت چندان نعمتست كه غنيمت دنيا در جنب آن چيزى به‌غايت محقر باشد و غنيمت دنيا نيز بوى مىرسد پس توجه باصل بايد كرد كه فرع خود در پى آنست وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً و هست خدا شنونده همه قولها بَصِيراً بيننده همه فعل‌ها يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان كُونُوا قَوَّامِينَ باشيد استادگان بِالْقِسْطِ بعدل يعنى جهادكنندگان در اقامت مراسم عدالت شُهَداءَ لِلَّهِ و باشيد گواهان براى خدا يعنى اداى شهادت كنيد به راستى وَ لَوْ عَلى و اگرچه بر أَنْفُسِكُمْ نفس شما باشد و گواهى بر نفس خود آنست كه اقرار كند بحقى كه در ذمه اوست و در تيسير از ابو العاليه نقل مىكند كه مردى از انصار گفت يا رسول اللّه ص كسى را بر پدر من حقى است و من بر ان گواهم و مرا باز نه‌مىدارد از اداى شهادت الا درويشى و افلاس پدر من اين آيت نازل شد كه گواهى باز نه‌مگيريد و اگرچه هم بر نفس‌هاى شما باشد أَوِ الْوالِدَيْنِ يا پدر و مادر وَ الْأَقْرَبِينَ و خويشاوندان نزديك‌تر إِنْ يَكُنْ و اگر باشد مشهود عليه غَنِيًّا توانگر أَوْ فَقِيراً يا درويش يعنى غنى را براى غنا احترام مكنيد و بر فقير به جهت افلاس او ترحم منمائيد فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما پس خدا سزاوارترست به توانگر و درويش و اگر دانستى كه شهادت بر ايشان يا براى ايشان مصلحت نيست بدان حكم نه‌فرمودى فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى پس شما متابعت هواى نفس مكنيد أَنْ تَعْدِلُوا براى آنكه ميل كنيد از حق وَ إِنْ تَلْوُوا و اگر به پيچانيد زبانهاى خود را از گواهى راست أَوْ تُعْرِضُوا يا اعراض كنيد از اداى آن و بپوشيد فَإِنَّ اللَّهَ كانَ پس به درستى كه خدا هست بِما تَعْمَلُونَ بدانچه شما مىكنيد از عدل و ميل خَبِيراً دانا و شما را بدان مكافات خواهد كرد .